روز ها گذشت و گنجشک با خدا هیچ نگفت. فرشتگان سراغش را از خدا میگرفتند و خدا هر بار به
فرشتگان این گونه میگفت: می آید؛ من تنها گوشی هستم که غصههایش را میشنود و یگانه
قلبی ام که دردهایش را در خود نگه میدارد.
برچسب: نویسنده: محمد تاريخ: چهارشنبه 1 آبان 1392 ساعت: 4 بعد از ظهر